|
|
|
|
|
چقدر دوست داشتم يك نفر از من مي پرسيد چرا نگاه هايت آنقدر غمگين است؟ چرا لبخندهايت آنقدر تلخ و بيرنگ است؟ اما افسوس كه هيچ كس نبود ... هميشه من بودم و من و تنهايي پر از خاطره ... آري با تو هستم! با تويي كه از كنارم گذشتي و حتي يك بار هم نپرسيدي چرا چشمهايم هميشه باراني است؟؟؟؟ |
||
|
+
نوشته شده در یکشنبه ششم اسفند 1385ساعت 3:31 توسط دریا
|
|
||