|
|
|
|
|
برای شکستن من یه اخم کافیه نیازی به فریادت نیست واسه اشک ریختنم سکوت تو کافیه نیازی به قهر نیست برای مردنم حرف رفتنت کافیه نیازی به انجامش نیست نمی خوام بین منو بین دلش جنگ بشه نمی خوام عشقی که اون نداره کم رنگ بشه من فقط یه چیزی از خدا می خوام واسه یک بارم شده دلش برام تنگ بشه !!!
|
||
|
+
نوشته شده در یکشنبه سیزدهم اسفند 1385ساعت 12:4 توسط دریا
|
|
||
|
|
|
|
|
|
||
|
+
نوشته شده در جمعه یازدهم اسفند 1385ساعت 17:15 توسط دریا
|
|
||
|
|
|
|
|
چقدر دوست داشتم يك نفر از من مي پرسيد چرا نگاه هايت آنقدر غمگين است؟ چرا لبخندهايت آنقدر تلخ و بيرنگ است؟ اما افسوس كه هيچ كس نبود ... هميشه من بودم و من و تنهايي پر از خاطره ... آري با تو هستم! با تويي كه از كنارم گذشتي و حتي يك بار هم نپرسيدي چرا چشمهايم هميشه باراني است؟؟؟؟ |
||
|
+
نوشته شده در یکشنبه ششم اسفند 1385ساعت 3:31 توسط دریا
|
|
||
|
|
|
|||
دختر بچه گيج گيج بود از اينهمه تناقض
و حيرون مونده بود که کدوم يکي از حرف بزرگترا رو قبول کنه مثلا تا همين چند وقت پيش هر بار که دفتر نقاشيش رو خط خطي مي کرد پدرش دعواش مي کرد و ميگفت که بابا جون خط کج نکش ! يادت باشه که هميشه خط صاف بکشي ولي امروز تو بيمارستان وقتي مي ديد که هر بار بقيه مي گن که خط توي تلويزيوني که به مامانش وصل کرده بودند داره هر لحظه صاف و صاف تر مي شه ، خط پيشوني پدر کج و کجتر مي شد وبه همين خاطر ار باباش پرسيد: بابا چرا ناراحتي؟ خط صاف که بد نيست؟ مگه خودت به من نمي گفتي که هميشه خط صاف بکش؟ حالا مامان هم داره خط صاف مي کشه که!. پس چرا ناراحتي؟ گريه پدرش در اومد و رو به دختر گفت: دخترم اين خطهارو خدا داره براي مامان مي کشه .تازه بابا جون هميشه که خط کج بد نيست لا اقل ايندفه خط کج خيلي خوبه . حالا برو از خدا بخواه که اون خطا رو کج کنه و گرنه ديگه ماماني رو نميبيني دل دختر بچه هوري ريخت اگه ماماني نباشه اونوقت من چيکار کنم!؟ به همين خاطر با همون زبون کودکي رو به خدا کرد و گفت: خدا جون من که سرازکار بابام در نمي يارم و حرفاش رو متوجه نمي شم تا حالا بهم مي گفت که خط کج بده . ولي امروز مي گه که خط کج خيلي خوبه تازه بابا مي گه که اگه تو تو اون تلويزيون يه خط کج نکشي من ديگه مامانم رو نمي بينم خدايا براي توکه اينهمه چيز رو آفريدي مثل فيل که خيلي بزرگه حالا برات سخته که فقط يه خط کج ناقابل تو تلويزيون بکشي!؟ نه عزيزکم اصلا سخت نيست. بيا اينم يه خط کج خيلي بزرگ تو تلويزيون فقط به خاطر تو . و اين خط کج رو به عنوان هديه تولدت از من بپذير اين حرفي بود که کودک همون لحظه شنيد و نمي دونست که از کجا ، ولي شنيد و از فرداي همون روز بود که هر بار مادرش به مناسبت روز تولد دختر بچه کيک تولد مي پخت هر سال مي ديد که يه خط کج بزرگ رو کيک به اون کوچيکي افتاده |
||||
|
+
نوشته شده در چهارشنبه دوم اسفند 1385ساعت 1:25 توسط دریا
|
|
||||